یک قرار ملاقات با آلودگی هوا
از چند روز قبل قرار بود مامانا و نی نی های ناز اسفندی یکشنبه ساعت هفت پارک آب و آتش دوباره همدیگرو ببینن.
اما شنبه شب یه دفعه اخبار اعلام کرد که هوا خیلی آلوده است و وارونگی دما رخ داده و مهدکدک ها و پیش دبستانیها تعطیله! و این خبر مثل یه بمب وسط قرار ما افتاد و بچه ها متراکم شدن
لیستی که اعلام حضور کرده بودن نزدیک ده دوازده نفر میشدیم همه مون اینقدر ذوق کرده بودیم که قراره این همه نی نی خوشجل رو یه جا ببینیم . اما همه چی به هم ریخت از شبش تا ظهر فردا کلوب نی نی سایت از مذاکرات نشست 1+5 هم سخت تر شده بود و به نتیجه نمیرسیدیم
بالاخره بعد از پیشنهادات بسیار و طرح گزینه ها ی فراوان که همه گزینه ها روی میز بود ... قرار ساعت 8 ، تیراژه تصویب شد
من و مهسا و تبسم و مریم(تالین) و فاطمه مامان سپنتا.
باز جای شکرش باقیست که به نتیجه رسیدیم و این موضوع ما را از نشست 1+5 متمایز میکنه!
هفت و بیست دیقه راه افتادیم و اینقد ناراحت شدم و دلم سوخت که فهمیدم نفیسه هم میتونسته بیاد ولی فکر کرده من رفتم و بهم زنگ نزده بود. وقتی رسیدم پانیذ و رادین رو دیدم که چقدرم خوردنی و ناز هستن
کمی بعد مریم اومد و بعدش هم فاطمه به جمعمون اضافه شد ...وای که چقدر این نی نی ها ناز بودن .
آریان اولش خواب بود مث برف سفید بود هزار ماشاالله. سپنتا اونقدر کنجکاوانه نگاهمون میکرد که خندم گرفته بود!
جمعمون جمع شد
پانیذ و محمد حسین هم مثل دو تا دوست خوب کنار هم نشسته بودن
رادین خوشگله رو هم حسابی بقلش کردم و کیف کردم
همه بچه ها رو نشوندیم تا ازشون عکس بگیریم اما رادین تا نشست گریه کردولی خداروشکر لحظه نشستنش رو ثبت کردم
آقایون هم حسابی با هم رفیق شدن و با هم عکس گرفتن.
شب به یاد موندنی ای شد...جای همه دوستان واقعا خالی بود.


یک قرار ملاقات با آلودگی هوا 




